غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
156
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
خبر به مَسْلَمه رسيد . بازگشت و بر در شهر قسطنطنيه لشكرگاه زد . اين محاصره سى ماه مدت گرفت و يك زمستان و تابستان بر آن گذشت . مردم كشت كردند و درودند . سپاه مسلمه به چنان مصيبتى افتاد كه بر آن مزيدى نبود . مسلمانان از بيم بلغاريانى كه لئون بسيج كرده بود و فرنگانى كه در كشتيها بودند و روميانى كه از داخل با آنان مىجنگيدند جرأت تنها بيرون آمدن از لشكرگاه خود را نداشتند . سپاه مسلمانان از شدت گرسنگى چارپايان حتى چرمها و ريشه و برگ درختان را هم خوردند . سليمان بن عبد الملك در دابق بود و چون زمستان رسيد ياراى يارى كردن برادر خود را نيافت تا ده روز از ماه صفر سال 99 باقى مانده در گذشت و مَسْلَمه نيز از قسطنطنيه حركت كرد و بازگشت . مدت خلافت سليمان بن عبد الملك دو سال و هشت ماه بود . سليمان با پسر خود ايوب بيعت كرده بود ولى ايوب پيش از پدر بمرد . اين بود كه عمر بن عبد العزيز بن مروان بن الحكم را به جاى خود خلافت داد . چون سليمان را مرگ فرا رسيد او را گفتند وصيتى كن . گفت : انّ بنىّ صبيةٌ صغارٌ * افلح من كان له كبار يعنى پسران من كودكند و كم سال ، شادا آنكه فرزندان بزرگ دارد . عمر پسر عبد العزيز چون سليمان ، عمر بن عبد العزيز را به جانشينى خود برگزيد و با او بيعت شد ، « 454 » بر منبر رفت و فرمود تا داد مظلومان بدهند ، و لعن بر خاندان پيامبر [ ص ] را ممنوع كرد . پيش از آن بر منابر آنان را لعن مىكردند . آنگاه مردم را به تقوا و صلهء رحم فراخواند و گفت : من با هيچ مسلمانى خصومتى ندارم مگر آنكه راه اسراف پيش گيرد و بر ديگر مسلمانان ستم كند . آنگاه جامهء خود را به فقيرى صدقه داد و از منبر فرود آمد . عمر بن عبد العزيز در پنج روز باقى مانده از ماه رجب سال 101 وفات كرد . بيمارىاش بيست روز مدت گرفت . چون بيمار شد او را گفتند : اگر دارويى بخورى شفا خواهى يافت . گفت : اگر داروى من همين باشد كه بر گوش خود دست كشم بر آن دست نخواهم كشيد . چه خوش است به نزد پروردگارم رفتن . مرگ او در